تبليغاتX
لی لی دختر استثنایی

حرف های یک دل

حرف های یک دل

بیا در کوچه باغ شهر احساس

شکست لاله را جدی بگیریم

اگر نیلوفری دیدیم زخمی

برای قلب پر دردش بمیریم

 

 

بیا درکوچه های تنگ غربت

برای هرغریبی سایه باشیم

بیا هرشب کنار نور یک شمع

به فکرپیچک همسایه باشیم

 

 

بیا ما نیز مثل روح باران

به روی یک رز تنها بباریم

بیا در باغ بی روح دلی سرد

کمی رویای نیلوفر بکاریم

 

 

بیا در یک شب آرام مهتابی

کمی هم صحبت یک یاس باشیم

اگر صد بار قلبی را شکستیم

بیا یک بار با احساس باشیم

 

 

بیا به احترام قصه ی عشق

به قدر شبنمی مجنون بمانیم

بیا گه گاه از روی محبت

کمی از درد لیلی را بخوانیم

مریم حیدرزاده

 

sp3-val-heart-pillar-set-xl.jpg-37000


 

نوشته شده توسط لیلی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت


بر او ببخشایید

بر او ببخشایید

 

بر او ببخشایید

بر او که گه گاه

پیوند دردناک وجودش را

با آب های راکد

و حفره های خالی از یاد می برد

و ابلهانه می پندارد

که حق زیستن دارد

بر او ببخشایید

بر خشم بی تفاوت یک تصویر

که آرزوی دور دست تحرک

بر دیدگان کاغذی اش آب می شود

بر او ببخشایید

بر او که در سراسر تابوتش

جریان سرخ ماه گذر دارد

وعطرهای منقلب شب

خواب هزار ساله ی اندامش را

آشفته می کند

بر او ببخشایید

بر او که از درون متلاشیست

اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد

و گیسوان بیهوده اش

نومید وار از نفوذ نفس های عشق می لرزد

ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی

ای همدمان پنجره های گشوده در باران

بر او ببخشایید

زیرا که مسحور است

زیرا که ریشه های هستی بار آور شماست

در خاک های غربت او نقب می زند

و قلب زود باور او را

با ضربه های موذی حسرت

در کنج سینه اش متورم می سازند


 

نوشته شده توسط لیلی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت


لیلی کنکوری

بچه ها این چند روزا که همه ی کنکوری ها در حال دیدن نتایج وانتخاب رشته

بودند یه ترس ویا یک دلشوره ی بد به دلم راه افتاده آخه سال دیگه نوبته منه که

منتظر جواب باشم خیلی می ترسم اگه سال اول قبول نشم چه کار کنم

اصلا نمی تونم فکرش رو کنم

از همین حالا قلبم برا جواب کنکور درد می کنه

خدا جون کمکم کن

امیدوارم شما دوستان پشت کنکوری یا دوستانی که به امید خدا توی این آزمون

سر بلند شدید و این مطلب رو می خونید همیشه موفق باشید

ولی من سعی خودم رو می کنم امیدوارم خدا کمکم کنه وقبول بشم

 

 

 

با چشمان بی فروغ

میون راست و دروغ

خودمو گم می کنم

توی این شهر شلوغ

پچ پچ آدمکا

بسته تو هم می دوه

دیگه فریاد منو

سایه هم نمی شنوه

صدای زنجیر تو گوشم می خونه

تو داری از غافله دور می مونی

سر تو خم کن که درا وا میشن

تا بگی نه پشت کنکور می مونی

من می خوام مثل همه ساده زندگی کنم

چادر موندنم و هر جا خواستم بزنم

تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم

پشت درهای قفل لیلی کنکوری باشم


 

نوشته شده توسط لیلی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 11:17 موضوع | لینک ثابت


عیدتون مبارک

پيشاپيش

عيد بزرگ مبعث

بر همه ي شما مبارك

 

عيدتون مبارك

شاد باشيد و پيروز

مطرب مهتاب رو آنچ شنيدي بگو
ما همگام محرميم ، آنچ بديدي بگو

اي شه و سلطان ما ، اي طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسيدي بگو

نرگس خمّار او اي که خدا يار او
دوش ز گلزار او هر چه بچيدي بگو

اي شده از دست من چون دل سر مست من
اي همه را ديده تو آنچه گزيدي بگو

عيد بيايد رود ، عيد تو ماند ابد
کز فلک بي مدد چون برهيدي بگو

در شکرستان جان غرفه شدم اي شکر
زين شکرستان اگر هيچ چشيدي بگو

مي کشيدم مي به چپ مي کشيدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشيدي بگو

مي به قدح ريختي ، فتنه بر انگيختي
کوي خرابات را تو چه کليدي بگو

شور خرابات ما ، نور مناجات ما
پرده حاجات ما ، هم تو دريدي بگو

ماه به ابر اندرون ، تيره شده ست و زبون
اي مه کز ابرها پاک و بعيدي بگو

ظل تو پاينده باد ، ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد ، از چه رميدي بگو

عشق مرا گفت دي عاشق من چون شدي
گفتم بر چون مَتَن ، زانچ تنيدي بگو

مرد مجاهد بُدم ، عاقل و زاهد بُدم
عافيتا همچو مرغ از چه پريدي بگو


 

نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت


یاد خاطرات

دلم خيلي تنگ شده واسه خرمشهر عزيزم

واسه دوستام

واسه همه ي روزاي خوبي كه با اين پل داشتم

اين عكس پل جهان آراي خرمشهرشهر زيباي منه

دلم بدجوري گرفته

اين پل زيبا رو كه مي بينيد پل خاطرات منه

رود كارون رو ميبيني چه زيباست

از وسط شهر رد ميشه

خونمون تو خرمشهر سمت راست پل بود

من تا دبستان يعني پنج سال تو يه مدرسه كه نزديك خونمون بود و نيازي به رفتن

به اون ور پل نداشت درس ميخوندم

دبستانم كنار پل قديمي شهر بود

ولي وقتي رفتم راهنمايي بايد ميرفتم اونور شهر يعني سمت چپ پل

من سه سال راهنمايي ودوسال از دبيرستانم رو هر روز از اين پل رد شدم

هر روز از بالاش رود رو ديدم

باهاش انس گرفته بودم

زير پل كنار شط پارك ساحليه خيلي زيبايي داره

كه تابستونا دسته جمعي با همسايه ي مهرمونمون ميرفتيم اونجا

خيلي خوش ميگذشت

بيشتر وقتا ميرفتيم بالاي پل ورود زيبا رو از اون بالا به زيبايي هرچه تمام تر نظاره ميكرديم

نورچراغاي رنگيه  پل مي افتاد تو رود

اين پل نگين زيباست روي كارون زيبا

 شهر من یه پل دیگه داره

پل قدیمی

پل فلزی جنگ

پلي كه شاهد رشادت ها و نبرد ها بوده

پلي شاهد ويراني و آبادي شهر

پلي كه در خاطرات هر ايراني جاودان مي ماند تا ابد

 

ولي حالا من توي بندرعباسم

ديگه شط ندارم

ديگه پل ندارم

دلم ميگيره

دلم واسه رود تنگ ميشه

ميرم دريا ميرم ساحل

 

اینم یه عکس زیبا از غروب زیبای خلیج همیشه فارس

 


 

نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت


نامه های بچه های ایرانی به خدا

دوستاي عزيزم سلام

اميدوارم هميشه شاد باشين و خندون

 اومدم با يه مطلب جالب

اميدوارم خوشتون بياد

 

 همه ي ما صداقت بچه ها رو دوست داريم و از صحبت كردن با اونا لذت مي بريم

صداقت در كودكان ذاتيه اونا بلد نيستن دروغ بگن همين صداقت و خويشتن واقعي اوناست

که سخنان اونا رو جذاب و دلنشين ميكنه

 

نامه هاي بچه هاي ايراني به خدا

 

نامه هايي با آرزوهاي صادقانه و پر از حس زيباي كودكانه

نامه هايي به دور از ريا و دروغ

 آرزوهاي كودكانه

صحبت و آرزوهاي زيباي بچه هاي ايراني از خداي خود

 

اين نامه ها رو خانم اشرف قديري گردآوري كرده و توي يه كتاب به چاپ رسونده 

اين كتاب زيبا رو من پارسال از نمايشگاه كتاب خريدم

و دوست دارم چند تا از اين نامه ها رو براتون بنويسم

اميدوارم لذت ببريد.

 

 

من آرزو دارم در آسمان پرواز كنم و به پرندگان برسم و با آنها صحبت كنم و آواز بخوانم

خدايا چرا ما نمي توانيم به زبان حيوانات صحبت كنيم.

سيمين دخت

كلاس سوم

 

 

من مي خواهم درسم خوب بشود و امسال قبول بشوم و مواظب باش شيطان من را اذيت نكند

ومن آرزو دارم كه مادرم برايم يك ماكسيما بخرد.

متشكر خيلي ممنونم.

آرش

 

 

 من آرزو مي كنم كه توي خانه مان استخر داشته باشيم و آرزو مي كنم

كه من و خواهرم و پدرم و مادرم هميشه سالم و قوي باشيم

ومن آرزو مي كنم كه هميشه غذايمان مرغ و جوجه كباب باشد

من آرزو مي كنم كه يك اينترنت داشته باشم

و ماشينمان گالانت وجي ال ايكس باشد.

سيد علي

كلاس 1/4

 

 

 

خدايا چرا شيطان را نكشتي ؟چرا به او اجازه دادي ما را گمراه كند؟

من دوست دارم مهندس كامپيوتر و يا پليس كه استاد گونگ فو باشم.

حسين

 

 

سوالي از خدا

انتهاي آسمان كجا است؟

آرزوي خود را بنويسيد.

دلم مي خواهد به هفت آسمان سفر كنم و انتهاي آسمان را ببينم.

پروانه

كلاس پنجم((ج))

 

 

 

خدايا چرا شب ميشه؟

من آرزو دارم كه مادر داشتم.

محمد رضا

 

 

 

من آرزو دارم به آسمان به پيش ستاره ها بروم و يك ستاره با خودم بياورم.

نسترن

 

 

 

خدايا من دوست دارم مثل هري پاتر برم مدرسه جادوگري و جادوگر شوم

تا حساب دوستامو برسم.

عليرضا

كلاس چهارم

 

 

خداوندا من از تو مي خواهم مادر و پدرم سلامت باشند

وما پولدار شويم. ما يك ماشين داريم كه همه به آن مي گويند ابو طياره

من از تو ميخواهم پول دار شويم و آن ها ضايع بشوند و ديگر به ما نگويند ضايع

خداوندا من يك آرزو دارم و هرچه فال حافظ مي گيرم جواب خير در مي آيد.

ميلاد

 

 

من آرزو دارم پزشك بودم.

من از خدا مي خواهم انسان هاي ستمگر را به شهادت برساند.

فريد

كلاس4/2

 

 

من آرزو دارم عسكري يك زن بي ريخت پيدا كنه و با اوازدواج كنه و 4روز ديگرش بميره

خيلي ام پسر بد بد بد

كوشان

 

 

خدايا چرا آرزوي مرا برآورده نكردي

من آرزو دارم خاله ام شوهر كند.

فاطمه

كلاس 4

 

 

خداي خوب و مهربان براي من يك موتور هزار بفرست.

سيد محمد علي

 

 

اي خداي عزيزم اي پر نور ترين كس من تو مهربان ترين كس هستي

تو به ما آب دادي تو به ما غذا دادي

تو به ما سواد دادي تو دشت و كوه هاي زيبا و دريا هاي پر عظمت آفريده اي

اميدوارم كه از اين نامه ي بهشتي خوشت بيايد.

گل آرا

كلاس 2/2


 

نوشته شده توسط لیلی در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت


آرزوها

 

آرزوها هميشه جزيي از زندگي ما انسان ها هستن

بعضي بزرگ و بعضي كوچيك

بعضي دور و بعضي نزديك

آرزوهايي كه بيشتر وقت ها رسيدن به اون ها تمام اميد به زندگي و دلخوشي هامون رو تشكيل ميده

گاهي اونقدر در يه آرزو و شوق برآورده شدنش فرو مي ريم كه يادمون ميره

هدف اصلي زندگي مون چيه!

اونقدر به يه رويا و آرزو دلخوش مي شيم كه فكر مي كنيم رسيدن بهش ما رو به كمال خوشبختي

مي رسونه و نرسيدن به بدبختي و شكست!

هر چند كه آرزو ها و رويا هاي قشنگ خوبه و هر چند كه انسان با اميد رسيدن به آرزوها و

هدف هاش زندگي ميكنه اما اين رو هم بايد بدونيم كه

 نبايد آرزوهامون تنها دليل و هدف زندگيمون باشند چرا كه

 اگه اينطور باشه بعد از اينكه به يكي از خواسته هاي بزرگمون كه

 مدت ها شوق برآورده شدنش رو داشتيم رسيديم

 به طور ناگهاني و مايوس كننده دچار خلاء مي شيم.

خلاء در اينجا يعني خالي شدن ناگهاني از اميد و آرزو...

يه جور احساس افسردگي بي انگيزگي و پوچي...

چقدر خوبه كه آرزوهاي زيبا داشته باشيم

اما بهشون دلبسته نشيم و نذاريم تمام بهونه زندگي مون بشن!

كاش دلخوشي هامون چيزي خيلي فرا تر از اين عناصر خاكي و فاني باشه

اونقدر كه نه از برآورده شدنشون مست و غوطه ور در شادي بشيم

و نه به خاطر برآورده نشدنشون

در ياس و نا اميدي فرو بريم و زندگي رو از خودمون بگيريم...

 


 

نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 12:48 موضوع | لینک ثابت


بی معرفت

زل زده بود به چشماي دختره و مي گفت:

مريم به خدا غير تو هيشكي رو دوست ندارم

اصلا بدون تو مي ميرم

نذار دنيا برام تموم بشه

نذار احساس كنم عشق معني نداره...

زار مي زد تا دختره رو راضي كنه.

طفلكي دختر...

آخ! پسر پر رو! تازه شناختمت.همين سه روزپيش بود كه همين جا نشسته بودي

و همين جمله ها رو مي گفتي

فقط فرقش اين بود كه به جاي مريم مي گفتي:سوسن

اي بي معرفت

اي كاش چماق بودم و مي زدم توي سرت تا با كاردك از روي زمين جمعت مي كردن

حيف كه فقط يه ليوانم!


 

نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


عشق

تقدیم به دلدادگانی که اشعه ی عشق در بلور اشکشان می شکند و دلشان با نام معشوقی می تپد.

 

دلدادگانی که اگر از عشق بپرهیزند نمی دانند با چه درآمیزند.

 

عشق

 

 

دبیر زیست شناسی:

 

عشق مرضی که میکروب آن را از راه چشم وارد بدن می کند.

 

 

دبیر شیمی:

 

عشق تنها اسیدی که در قلب تاثیر دارد.

 

 

دبیر دینی:

 

عشق موهبتی است که خداوند به بندگانش هدیه کرد.

 

 

دبیر ریاضی:

 

نسبت عشق به بدن مانند نسبت خون است به رگ.

 

 

دبیرادبیات:

 

عشق باید مثل عشق لیلی و مجنون پاک و اسطوره ای باشد.

 

 

دبیرورزش:

 

عشق توپ فوتبالی است که به دروازه قلبم اصابت کرد.

 

 

خودم(لیلی):

 

عشق لازمه ی رسیدن به هدف

 

عشق اولین گام برای حرکت بسوی جاده های بی انتها

 

عشق علاقه شدید قلبی

 

و اینکه

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

 

طلب عشق به هر بی سروپایی نکنیم

 

 

دوستان عزیزلطفا نظراتتون رو در مورد این واژه در بخش نظرات این پست بنویسید.

 

و بنویسید که به نظرتون عشق چه رنگیه.

 

با تشکر لیلی

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط لیلی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 19:0 موضوع | لینک ثابت


چند نکته برای شاد زیستن

به نام خدا

 

 

دوستان عزیز اگر به دنبال کمی تنوع برای شادابی خودتان و یا یافتن

 

دیدگاهی برای آرامش بخشیدن به قلب شکسته خود هستید

 

توصیه می کنم کتاب نکته های قشنگ زندگی (2002 راه برای شاد زیستن)

 

 نوشته سیندی هینس رو بخونید

 

 

من براتون گزیده هایی از این نکته های زیبا برای شاد زیستن رو می نویسم

 

امیدوارم استفاده کنید و خوشتون بیاد.

 

 

1.♥ یک فهرست از اسامی کسانی که بسیار دوستشان دارید تهیه کنید

 

ونام خودتان رابالای آن قرار دهید

 

 

2.♥ علا قه مندانه از دیگران تقاضای کمک کنید

 

 

3.♥ به نزدیکترین مکان مقدس بروید و شمعی را روشن کنید.

 

آنگاه برای خودتان دعا کنید

 

 

4.♥ افکار مثبت و دوست داشتنی تان را به مخالفان خود نیز منتقل کنید

 

 

5.♥ ساعات خود را روی لحظات سحر گاه تنظیم کنید

 

و به تماشای تصویر خورشید از خواب بر خیزید

 

 

6.♥ با دست کشیدن از یک عادت بد عزت نفس خود را بالا ببرید

 

 

7.♥ خوش حساب باشید

 

 

8.♥ از تصمیم  گیری های عجولانه بپرهیزید

 

 

9. ♥با خواهر و برادر و یا یکی از دوستان خود درباره ی خاطرات روز های خوش

 

دوران کودکی صحبت کنید

 

 

10.♥حتی اگر دوست ندارید که بخندید این کار را انجام دهید

 

هنگام خندیدن عضلات کمتری به کار می افتند تا هنگام اخم کردن

 

 

11.♥ در یک مکان مذهبی با خدای خود راز و نیاز کنید

 

 

12.♥برای خندیدن در نیمه شب برنامه های کمدی ببینید

 

 

با فرشتگان آسمانی به رقص درا

 

و عشق را از زلال ترین چشمه ها بنوش

 

آنگاه آواز پروانه ها را با تمامی قلبت خواهی شنید

 

 

 

تنها راه برای رهایی از بدبختی این است

 

که آنقدر خود را سرگرم سازیم

 

تا فرصتی برای دانستن

 

اینکه شاد هستیم یا نه

 

نداشته باشیم

 

 

 

 

شادمانی چون پروانه ای است

 

که تا زمانی که اورادنبا ل می کنید

 

او فراتر از دست های شما

 

پرواز خواهد کرد

 

اما

 

به محض اینکه آرام بنشینید

 

و

 

به او لبخند بزنید

 

بر بالای سر شما خواهد نشست

 

 

                                                 

 

                                                  بخشش

 

خوب است......

 

وبهتر از آن فراموش کردن است

 

 

 

 

 

من کفش نداشتم ومدام شکایت میکردم

 

تا اینکه

 

روزی مردی را دیدم که پا نداشت

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط لیلی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 18:36 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting