کد #06#* را با موبایل خود بگیرید اگر رقم 7و8 شبیه یکی از
حالات زیر بود می توانید نتیجه بگیرید که
اگر رقم هفتم و هشتم 02یا 20 بود یعنی اینکه گوشی شما
در امارات مونتاژشده یعنی گوشی شما بدترین کیفیت را دارد.
اگر رقم هفتم و هشتم 08یا80بود یعنی اینکه
گوشی شما در آلمان مونتاژشده است
یعنی گوشی شما کیفیت ساخت خوبی دارد.
اگر رقم هفتم و هشتم 01یا10بود یعنی اینکه گوشی شما
در فنلاند مونتاژ شده است
یعنی گوشی شما کیفیت ساخت خیلی خوبی دارد.
اگر رقم هفتم وهشتم 00 بود یعنی اینکه گوشی شما در کارخانه
اصلی مونتاژشده است.
یعنی گوشی شما بهترین کیفیت ساخت را دارد.
اگر رقم هفتم و هشتم 13بود یعنی اینکه گوشی شما در کشور
آذربایجان مونتاژشده است
یعنی گوشی شما نه تنها بدترین کیفیت ساخت را داردبلکه برای
سلامتی شما زیان دارد.
حالا گوشیتون ساخت یا مونتاژکجا بود؟
نوشته شده توسط لیلی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ساعت 22:43 موضوع | لینک ثابت
یکی بود یکی نبود
تو بیابون خدا تک و تنها بی صدا
یه درخت با صفا کنار یه چشمه بود
آب چشمه به درختا جون داده بود
زندگی بخشیده بود خون داده بود
وقتی آفتاب روید برگاش می تابید
چشمه آروم زیر سایه اش می خوابید
یه روز گرم تابستون که رسید
درخت از بالا تو چشمه آب ندید
چشمه کم کم رو به نابودی گذاشت
خشک خالی شد دیگه آب نداشت
درخت برای او عذا گرفت
لخت عریون درد بی دوا گرفت
حالا هرکس که از اون راه میگذره
می بینه یه چوب به شکل دو تا دست
هنوزم منتظر یه معجزست
نوشته شده توسط لیلی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ساعت 21:56 موضوع | لینک ثابت
عید سعید غدیر خم ![]()
بر همه مسلمانان جهان مبارک
نوشته شده توسط لیلی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ساعت 21:54 موضوع | لینک ثابت
سلام ![]()
اومدم
حدودا بعد از یک سال
این یک سال از نت دور بودم چون درگیر کنکور و درس خوندن بودم
نمی شد به جز درس و کنکور به چیزای دیگه فکر کرد ولی الان که
کنکور قبول شدم با اینکه بازم درگیر درسم اما خیلی دلم برا وبلاگم تنگ
شده بود و اومدم.
کنکور شیمی قبول شدم
اول دلم میخواست مهندسی صنایع قبول شم اما قسمت نبود
اول وقتی نتایج اومد ناراحت شدم ولی بعد قبول کردم چون شیمی رو
هم خیلی دوست داشتم
الان هم که وارد این رشته شدم علاقم دو چندان شده چون رشته ی
خیلی جالب و قشنگیه
کار تو آزمایشگاه قسمت خیلی جالب این رشته برای منه
خدا روشکر این قسمت بوده ومن خوشحالم.![]()
نوشته شده توسط لیلی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 20:38 موضوع | لینک ثابت
حرف های یک دل بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله را جدی بگیریم اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پر دردش بمیریم بیا درکوچه های تنگ غربت برای هرغریبی سایه باشیم بیا هرشب کنار نور یک شمع به فکرپیچک همسایه باشیم بیا ما نیز مثل روح باران به روی یک رز تنها بباریم بیا در باغ بی روح دلی سرد کمی رویای نیلوفر بکاریم بیا در یک شب آرام مهتابی کمی هم صحبت یک یاس باشیم اگر صد بار قلبی را شکستیم بیا یک بار با احساس باشیم بیا به احترام قصه ی عشق به قدر شبنمی مجنون بمانیم بیا گه گاه از روی محبت کمی از درد لیلی را بخوانیم مریم حیدرزاده
نوشته شده توسط لیلی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت
بر او ببخشایید بر او ببخشایید بر او که گه گاه پیوند دردناک وجودش را با آب های راکد و حفره های خالی از یاد می برد و ابلهانه می پندارد که حق زیستن دارد بر او ببخشایید بر خشم بی تفاوت یک تصویر که آرزوی دور دست تحرک بر دیدگان کاغذی اش آب می شود بر او ببخشایید بر او که در سراسر تابوتش جریان سرخ ماه گذر دارد وعطرهای منقلب شب خواب هزار ساله ی اندامش را آشفته می کند بر او ببخشایید بر او که از درون متلاشیست اما هنوز پوست چشمانش از تصور ذرات نور می سوزد و گیسوان بیهوده اش نومید وار از نفوذ نفس های عشق می لرزد ای ساکنان سرزمین ساده خوشبختی ای همدمان پنجره های گشوده در باران بر او ببخشایید زیرا که مسحور است زیرا که ریشه های هستی بار آور شماست در خاک های غربت او نقب می زند و قلب زود باور او را با ضربه های موذی حسرت در کنج سینه اش متورم می سازند
نوشته شده توسط لیلی در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت
بچه ها این چند روزا که همه ی کنکوری ها در حال دیدن نتایج وانتخاب رشته
بودند یه ترس ویا یک دلشوره ی بد به دلم راه افتاده آخه سال دیگه نوبته منه که
منتظر جواب باشم خیلی می ترسم اگه سال اول قبول نشم چه کار کنم
اصلا نمی تونم فکرش رو کنم
از همین حالا قلبم برا جواب کنکور درد می کنه
خدا جون کمکم کن
امیدوارم شما دوستان پشت کنکوری یا دوستانی که به امید خدا توی این آزمون
سر بلند شدید و این مطلب رو می خونید همیشه موفق باشید
ولی من سعی خودم رو می کنم امیدوارم خدا کمکم کنه وقبول بشم
با چشمان بی فروغ
میون راست و دروغ
خودمو گم می کنم
توی این شهر شلوغ
پچ پچ آدمکا
بسته تو هم می دوه
دیگه فریاد منو
سایه هم نمی شنوه
صدای زنجیر تو گوشم می خونه
تو داری از غافله دور می مونی
سر تو خم کن که درا وا میشن
تا بگی نه پشت کنکور می مونی
من می خوام مثل همه ساده زندگی کنم
چادر موندنم و هر جا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم
پشت درهای قفل
لیلی کنکوری باشم
نوشته شده توسط لیلی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 11:17 موضوع | لینک ثابت
پيشاپيش ![]()
عيد بزرگ مبعث![]()
بر همه ي شما مبارك![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عيدتون مبارك![]()
شاد باشيد و پيروز![]()
![]()

![]()
مطرب مهتاب رو آنچ شنيدي بگو
ما همگام محرميم ، آنچ بديدي بگو
اي شه و سلطان ما ، اي طربستان ما
در حرم جان ما بر چه رسيدي بگو
نرگس خمّار او اي که خدا يار او
دوش ز گلزار او هر چه بچيدي بگو
اي شده از دست من چون دل سر مست من
اي همه را ديده تو آنچه گزيدي بگو
عيد بيايد رود ، عيد تو ماند ابد
کز فلک بي مدد چون برهيدي بگو
در شکرستان جان غرفه شدم اي شکر
زين شکرستان اگر هيچ چشيدي بگو
مي کشيدم مي به چپ مي کشيدم دل به راست
رو که کشاکش خوش است تو چه کشيدي بگو
مي به قدح ريختي ، فتنه بر انگيختي
کوي خرابات را تو چه کليدي بگو
شور خرابات ما ، نور مناجات ما
پرده حاجات ما ، هم تو دريدي بگو
ماه به ابر اندرون ، تيره شده ست و زبون
اي مه کز ابرها پاک و بعيدي بگو
ظل تو پاينده باد ، ماه تو تابنده باد
چرخ تو را بنده باد ، از چه رميدي بگو
عشق مرا گفت دي عاشق من چون شدي
گفتم بر چون مَتَن ، زانچ تنيدي بگو
مرد مجاهد بُدم ، عاقل و زاهد بُدم
عافيتا همچو مرغ از چه پريدي بگو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت
دلم خيلي تنگ شده واسه خرمشهر عزيزم
واسه دوستام
واسه همه ي روزاي خوبي كه با اين پل داشتم
اين عكس پل جهان آراي خرمشهرشهر زيباي منه
دلم بدجوري گرفته
اين پل زيبا رو كه مي بينيد پل خاطرات منه
رود كارون رو ميبيني چه زيباست
از وسط شهر رد ميشه
خونمون تو خرمشهر سمت راست پل بود
من تا دبستان يعني پنج سال تو يه مدرسه كه نزديك خونمون بود و نيازي به رفتن
به اون ور پل نداشت درس ميخوندم
دبستانم كنار پل قديمي شهر بود
ولي وقتي رفتم راهنمايي بايد ميرفتم اونور شهر يعني سمت چپ پل
من سه سال راهنمايي ودوسال از دبيرستانم رو هر روز از اين پل رد شدم
هر روز از بالاش رود رو ديدم
باهاش انس گرفته بودم
زير پل كنار شط پارك ساحليه خيلي زيبايي داره
كه تابستونا دسته جمعي با همسايه ي مهرمونمون ميرفتيم اونجا
خيلي خوش ميگذشت
بيشتر وقتا ميرفتيم بالاي پل ورود زيبا رو از اون بالا به زيبايي هرچه تمام تر نظاره ميكرديم
نورچراغاي رنگيه پل مي افتاد تو رود
اين پل نگين زيباست روي كارون زيبا

پلي كه شاهد رشادت ها و نبرد ها بوده
پلي شاهد ويراني و آبادي شهر
پلي كه در خاطرات هر ايراني جاودان مي ماند تا ابد
ولي حالا من توي بندرعباسم
ديگه شط ندارم
ديگه پل ندارم
دلم ميگيره
دلم واسه رود تنگ ميشه
ميرم دريا ميرم ساحل
اینم یه عکس زیبا از غروب زیبای خلیج همیشه فارس

نوشته شده توسط لیلی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 14:5 موضوع | لینک ثابت
دوستاي عزيزم سلام
اميدوارم هميشه شاد باشين و خندون
اومدم با يه مطلب جالب
اميدوارم خوشتون بياد![]()
همه ي ما صداقت بچه ها رو دوست داريم و از صحبت كردن با اونا لذت مي بريم
صداقت در كودكان ذاتيه اونا بلد نيستن دروغ بگن همين صداقت و خويشتن واقعي اوناست
که سخنان اونا رو جذاب و دلنشين ميكنه
نامه هاي بچه هاي ايراني به خدا
نامه هايي با آرزوهاي صادقانه و پر از حس زيباي كودكانه
نامه هايي به دور از ريا و دروغ
آرزوهاي كودكانه![]()
صحبت و آرزوهاي زيباي بچه هاي ايراني از خداي خود
اين نامه ها رو خانم اشرف قديري گردآوري كرده و توي يه كتاب به چاپ رسونده
اين كتاب زيبا رو من پارسال از نمايشگاه كتاب خريدم
و دوست دارم چند تا از اين نامه ها رو براتون بنويسم
اميدوارم لذت ببريد.![]()

من آرزو دارم در آسمان پرواز كنم و به پرندگان برسم و با آنها صحبت كنم و آواز بخوانم
خدايا چرا ما نمي توانيم به زبان حيوانات صحبت كنيم.
سيمين دخت
كلاس سوم
من مي خواهم درسم خوب بشود و امسال قبول بشوم و مواظب باش شيطان من را اذيت نكند
ومن آرزو دارم كه مادرم برايم يك ماكسيما بخرد.
متشكر خيلي ممنونم.![]()
آرش
كه من و خواهرم و پدرم و مادرم هميشه سالم و قوي باشيم
ومن آرزو مي كنم كه هميشه غذايمان مرغ و جوجه كباب باشد
من آرزو مي كنم كه يك اينترنت داشته باشم
و ماشينمان گالانت وجي ال ايكس باشد.![]()
سيد علي
كلاس 1/4
خدايا چرا شيطان را نكشتي ؟چرا به او اجازه دادي ما را گمراه كند؟
من دوست دارم مهندس كامپيوتر و يا پليس كه استاد گونگ فو باشم.
حسين
سوالي از خدا
انتهاي آسمان كجا است؟
آرزوي خود را بنويسيد.
دلم مي خواهد به هفت آسمان سفر كنم و انتهاي آسمان را ببينم.![]()
پروانه
كلاس پنجم((ج))
خدايا چرا شب ميشه؟
من آرزو دارم كه مادر داشتم.![]()
محمد رضا
من آرزو دارم به آسمان به پيش ستاره ها بروم و يك ستاره با خودم بياورم.![]()
نسترن
خدايا من دوست دارم مثل هري پاتر برم مدرسه جادوگري و جادوگر شوم
تا حساب دوستامو برسم.![]()
عليرضا
كلاس چهارم
خداوندا من از تو مي خواهم مادر و پدرم سلامت باشند
وما پولدار شويم. ما يك ماشين داريم كه همه به آن مي گويند ابو طياره
من از تو ميخواهم پول دار شويم و آن ها ضايع بشوند و ديگر به ما نگويند ضايع
خداوندا من يك آرزو دارم و هرچه فال حافظ مي گيرم جواب خير در مي آيد.
ميلاد
من آرزو دارم پزشك بودم.
من از خدا مي خواهم انسان هاي ستمگر را به شهادت برساند.
فريد
كلاس4/2
من آرزو دارم عسكري يك زن بي ريخت پيدا كنه و با اوازدواج كنه و 4روز ديگرش بميره
خيلي ام پسر بد بد بد![]()
كوشان
خدايا چرا آرزوي مرا برآورده نكردي
من آرزو دارم خاله ام شوهر كند.![]()
فاطمه
كلاس 4
خداي خوب و مهربان براي من يك موتور هزار بفرست.
سيد محمد علي
اي خداي عزيزم اي پر نور ترين كس من تو مهربان ترين كس هستي
تو به ما آب دادي تو به ما غذا دادي
تو به ما سواد دادي تو دشت و كوه هاي زيبا و دريا هاي پر عظمت آفريده اي
اميدوارم كه از اين نامه ي بهشتي خوشت بيايد.![]()
گل آرا
كلاس 2/2

نوشته شده توسط لیلی در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام
من لیلی ام
به وبلاگ من خوش اومدید
من متولد سال 1370وخردادی هستم
یه پرسپولیسی هزار آتیشه حساس
عاشق رنگ قرمز
امیدوارم لذت کافی رو از این وبلاگ ببرید
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY